با من چکار داری
در باغ سبز چشمت,صدها بهار داری
من دشت خشک و خالی,با من چکار داری؟
من بیقرار وتنها,دور از تو ناشکیبا
تو عاشقان مشتاق,پروانه وار داری
شب های بی ستاره,ای ماهرو روا نیست ؛
ما را دراین سیاهی, چشم انتظار داری
ای دیده از تو روشن, خوش بود اگر زیاری
از چهره ات چراغی بر رهگذار داری
ای دل چه می ستیزی با ترک تازی عشق
تا سهمگین نبردی با روزگار داری.
دوستان عزیز سلام
امیدوارم حال همگی خوب باشه.
بعد یه وقفه چند روزه (به علتی که همتون می دونید) دوباره به سراغ وبلاگم اومد. می بینم که بعضی ها شاکی شدن(از کم کاری بچه ها) و البته خسته شاید هم مطلب کم آوردن !!! بعضی ها هم مثل اینکه خدا از آسمون یه کیسه پر پول براشون فرستاده شاید هم قلک شون رو شکستند البته اگه امروزی باشن حتما حساب بانکی شون رو خالی کردن و یه مسابقه راه انداختند. در هر صورت هر کسی داره یه کاری میکنه .
چند روز که تصمیم گرفتم برم دانشگاه اما هر روز به یه دلیلی نمیشه انگار تصمیم من تصمیم کبری شده (حتما یادتون هست).
اینبار من هم هم می خوام یه کاری انجام بدم تصمیم گرفتم که فایل های صوتی مورد علاقه ام رو توی وبلاگ بذارم تا اگه شما هم دوست داشتید از انوها استفاده کنید.
ستاره و...
تا سحر از پشت دیوار شب
این دیوار ظلمت پوش
دم به دم پیغام سرخ مرگ
می رسد بر گوش.
من به خود می پیچم از پژواک این پیغام
من به دل می لرزم از سرمای این سرسام
من فرو می ریزم از هم.
می شکافد قلب شب از نعره رگبار
می جهد از هر طرف صدها شهاب سرخ, زرد
وزپی آن ناله های درد
می پیچد میان کوچه های سرد
زیر این آوار
تا ببینم آسمان,هستس,خدا
خوابند یا بیدار
چشم می دوزم به این دیوار
این دیوار ظلمت پوش
وزهجوم درد
می روم از هوش
آه! آنجا:
هر گلوله می شود روشن
یک ستاره می شود خاموش!
فریدون مشیری
